Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-includes/pomo/plural-forms.php on line 210

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1267

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1304

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1308

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1336

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 3456

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 3463

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 3476
خدا و آرایشگر - موسسه دانشجو
  • پست الکترونیک

    inf@daneshju.org
  • فقط تلگرام

    09331821691
فروردین ۲۸, ۱۳۹۷

خدا و آرایشگر

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت.

آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردند وقتی به موضوع خدا رسید آرایشگر گفت:من باور نمی کنم که خدا وجود دارد.

مشتری پرسید:چرا باور نمی کنی؟

آرایشگر جواب داد:کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارند؟شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت؟نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج وجود داشته باشد.

مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند.آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ظاهرش کثیف و بهم ریخته بود.

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:میدونی چیه!به نظر من آرایشگر ها هم وجود ندارند.

آرایشگر گفت:چرا چنین حرفی می زنی؟من اینجا هستم.من آرایشگرم.همین الان موهای تورا کوتاه کردم.

مشتری با اعتراض گفت:نه آرایشگر ها وجود ندارند چون اگر وجود داشتند هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.

آرایشگر گفت:نه!آرایشگر ها وجود دارند موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.

مشتری تاکید کرد:دقیقا نکته همین است.خدا وجود دارد.فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند.برای همین است که این همه درد ورنج در دنیا وجود دارد!

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *