Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-includes/pomo/plural-forms.php on line 210

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1267

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1304

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1308

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1336

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 3456

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 3463

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 3476
فیلیمینگ کشاورز - موسسه دانشجو
  • پست الکترونیک

    inf@daneshju.org
  • فقط تلگرام

    09331821691
فروردین ۳۰, ۱۳۹۷

فیلیمینگ کشاورز

اسمش فلمینگ بود.کشاورز اسکاتلندی فقیری بود.یک روز که برای تهیه معیشت خانواده بیرون رفت ، صدای فریاد کمکی شنید که از باتلاق نزدیک خانه می آمد.وسایلشو انداخت وبه سمت باتلاق دوید.اونجا ، پسر وحشتزده ای رو دید که تا کمر تولجن سیاه فرو رفته بود وداد می زد وکمک می خواست. فلمینگ کشاورز ، پسر بچه رواز مرگ تدریجی ووحشتناک نجات داد.

روز بعد ، یک کالسکه تجملاتی در محوطه خانه کوچک کشاورز ایستاد.نجیب زاده ای بالباسهای فاخر از کالسکه بیرون آمد وگفت :پدر پسری هست که فلمینگ نجاتش داد. نجیب زاده گفت:می خواهم از توتشکر کنم ، شما زندگی پسرم را نجات دادید .کشاورز اسکاتلندی گفت : برای کاری که انجام دادم چیزی نمی خوام وپیشنهادش رورد کرد.

درهمون لحظه ، پسر کشاورز ازدر کلبه رعیتی بیرون اومد. نجیب زاده پرسید : این پسر شماست ؟کشاورز باغرور جواب دادبله.

من پیشنهادی دارم.اجازه بدین پسرتون روباخودم ببرم وتحصیلات یادش بدم.اگرپسر بچه ، در آینده مردی میشه که می توانین بهش افتخار کنین وکشاورز قبول کرد .بعدها ، پسر فلمینگ کشاورز ، از مدرسه پزشکی سنت ماری لندن فارغ التحصیل شدودر

سراسر جهان به الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین معرف شد.

سالهابعد ، پسر مرد نجیب زاده دچار بیماری ذات الریه شد.چه چیزی نجاتش داد؟ پنی سیلین.

اسم پسر نجیب زاده چه بود ؟وینستون چرچیل

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *