Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-includes/pomo/plural-forms.php on line 210

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1267

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1304

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1308

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1336

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 3456

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 3463

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 3476
میمون و تاجر و روستائیان - موسسه دانشجو
  • پست الکترونیک

    inf@daneshju.org
  • فقط تلگرام

    09331821691
فروردین ۳۰, ۱۳۹۷

میمون و تاجر و روستائیان

روزی روزگاری در روستایی در هند،مردی به روستایی ها اعلام کرد که برای خریدهر میمون ۲۰دلار به آنها پول خواهد داد.روستایی ها هم که دیدند اطراف شان پر است از میمون،به جنگل رفتند وشروع به گرفتن شان کردند ومرد هم هزاران میمون به قیمت ۲۰دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمون ها روستایی ها دست از تلاش کشیدند.به همین خاطر مرد این بار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها ۴۰دلار خواهد پرداخت.بااین شرایط روستایی ها فعالیت خود راازسر گرفتند.پس از مدتی موجودی باز هم کمتر شد تا روستائیان دست از کار کشیدند وبرای کشاورزی سراغ کشتزارهای شان رفتند.

این بار پیشنهاد به ۴۵دلار رسید و در نتیجه تعداد میمون ها آن قدر کم شد که به سختی می شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد.این بار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون ۶۰دلار خواهد داد ولی چون برای کاری باید به شهر می رفت کارها را به شاگردش محول کرد تا ازطرف او میمون ها را بخرد.

در غیاب تاجر،شاگرد به روستایی ها گفت:”این همه میمون در قفس را ببینید!من آنها را به ۵۰ دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به ۶۰ دلار به او بفروشید.”روستایی ها که (احتمالا مثل شما)وسوسه شده بودند پول هایشان را روی هم گذاشتند وتمام میمون ها را خریدند…

البته از آن به بعد دیگر کسی مرد تاجر وشاگردش را ندید و تنها روستایی ها ماندند ویک دنیا میمون

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *