Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-includes/pomo/plural-forms.php on line 210

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1267

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1304

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1308

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 1336

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 3456

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 3463

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /home/daneshju/public_html/wp-content/plugins/gravityforms-master/common.php on line 3476
بایگانی‌های سعید عباسی - موسسه دانشجو
  • پست الکترونیک

    inf@daneshju.org
  • فقط تلگرام

    09331821691

بنام آفریننده عشق مردی که با آشغال جمع کردن توانست میلیاردر شود! انسان‌ها روزانه آشغال‌های زیادی تولید می‌کنند، اما برای…

ادامه ...

همه چیز در ذهن ماست دربیمارستانی ، دو مرد بیمار در یك اتاق بستری بودند. یكی از بیماران اجازه داشت…

ادامه ...

آمادگی برای رسیدن به هدف كمانگير پير و عاقلي در مرغزاري در حال آموزش تيراندازي به دو جنگجوي جوان بود.…

ادامه ...

بنام خدواندی که مهربان است پیرمردی تنها در مینه سومیتا زندگی میکرد.او میخواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزنداما…

ادامه ...

نصیحت پدرانه روزی لقمان به پسرش گفت به تو سه پند می دهم که کامروا شوی: اول اینکه سعی کن…

ادامه ...

قضاوت عجولانه پسرک از پدرش پرسید چقدر درساعت حقوق می گیری؟پدرگفت:حقوق من در یک ساعت ۲۰دلار است.پسرک سرش را پایین…

ادامه ...

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد.در راه با یک ماشین تصادف کرد وآسیب دید عابرانی که رد می…

ادامه ...

روزی مردی داخلل چاله ای افتاد که بسیار دردش آمد….. یک روحانی او را دید وگفت :حتما گناهی انجام داده…

ادامه ...

قدرت فوق العاده ذهن انسان می گويند شخصی سر کلاس رياضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بيدار شد…

ادامه ...

روزی مردی در ساحل رودخانه‌ای نشسته بود كه ناگهان متوجه شد مرد دیگری در چنگال امواج خروشان رودخانه گرفتار شده…

ادامه ...